جاده گفتي يعني "رفتن"؟ جاده يعني تكرار همين واژه؟ دريغ! دوست دانايم دانا باش كه حقيقت بس غمناك تر است جاده رفتن نيست كه تو بتواني با آساني چند كمند سوي آفاقي چند از پي صيد ابعاد زمان اندازي كه به دام آري آهوهاي "ميروم و خواهم رفت و خوا..." كه به بند آري آهوهاي چست زمان را
جاده رفتن نيست (جاده مصدر نيست) جاده تكرار يك صيغه ي غربت بار است جاده يك صيغه كه تكرارش گردبادي است كه با خود خواهد برد - كه برد!- هر چه برگ و بر باغ دل تو هر چه بال و پر پروانه ي پندار مرا جاده "رفتن نيست" جاده طومار و نواري نه وجوباري جاده يعني رفت! رفت! رفت! همين!
+نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت20:16توسط سوگند |
|